to be subordinated, to be dependent (on), to obey, to follow, to be subject (to), to be a citizen (of)
to be subordinated
to be dependent
to obey
to follow
to be subject
to be a citizen
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
سیاستهای جدید باید تابع قوانین موجود باشند.
The new policies will be subordinated to the existing laws.
کارمندان تابع قوانین شرکت هستند.
The employees obey to the company's rules.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «تابع بودن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/تابع بودن